حرفهایی که هیچ وقت شنیده نشد

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 30 آبان ماه سال 1386 ساعت 4:17 PM

باز داره بارون می زنه، اونم چه بارونی، اینجور موقع ها خیال تو دیوونم می کنه، قطره های بارون هر کدومشون بی تو بودنم رو به رخم می کشن، چقدر سخته عاشق باشی و هیچکس حالت رو نفهمه. زندگی سخته و برای من از همه سخت تر، منم و بارون و یه انتظار بیهوده، منم و تنهایی و ...

حس کردی بوی خاک رو وقتی که بارون می زنه ،غمهام هرچه قدر بی نام و نشون، اما با بارون تر می شن و دیگه نمیشه کتمان کنی غم و غصه هات رو ...

ببار ای بارون ببار، با دلم ناله کن خون ببار

در شبای تیره چون زلف یار، بهر لیلی چو مجنون ببار....

خدای مهربون من یعنی معجزه می کنی و اون روزی رو بیاری که بارون بزنه و به جای بوی غم، عطر شادی از وجودم بلند شه.  امید معجزه تو تنها بهانه منه برای تحمل این روزهای سخت...